اخرين روز تعطيلات نوروزي - تاریخ: 1398/1/19 ساعت: 18:08
هنوز مثل مدرسه مثل بچگي روز اخر تعطيلات دلهره دارم هنوز فك مي كنم اگه پيكم خوب حل نكرده باشميا تمريناي اضافه رياضي رو فردا بخواد.....تعطيلات طولاني بود اما اتفاق خاصي نيافتاد ، جاي خاصي نرفتم ، كنار خانواده بودم چند روزي هم تهران گردي كرديم....خدايا سال كاري خوبي برا همه ارزو مي كنم ...
شنبه 98/01/17 - تاریخ: 1398/1/19 ساعت: 18:08
امروز ی شروع دیگه است به نام او که بهترین آغاز کننده است و هراهی کننده ....خدیا بی تو نه آغازم نه پایان ... مثل همیشه همراهیم کن ...خدایا تو همیشه بودی، خوب و مهربان... خدایا سپاسگزارم بخاطر همه لحظات
یکشنبه 98/01/18 - تاریخ: 1398/1/19 ساعت: 18:08
امروز تولد دوست بچگیمه ... در واقع تنها دوست بچگیم ... همه بچگیمون باهم بودیم با اینکه خونه هامون فاصله ای نداشت اما اغلب کل هفته خونه ما بود آخر هفته باباش می امد میبرد ... هر وقت همو نمیدیدبم واسه ه
دوشنبه 98/01/19 - تاریخ: 1398/1/19 ساعت: 18:08
امسال انگار با درج تاریخ 98 زود اخت شدم - معمولا تا مدت ها تاریخ سال قبل رو میزدم... گردنم 2-3 روزه گرفته در طول روز خوبم مگه اینکه ناگهانی بخوام برگردم ولی در کل خوبم ولی شبا تا سرم میذارم رو بالش به شدت درد می کنه حتی بعد اینکه خوابم میبره تا سرم رو بالش جابجا می کنم از شدت درد از خواب بیدار می شم...
پنج شنبه ٩٧/١٢/٠٩ - تاریخ: 1397/12/22 ساعت: 13:25
چندوقته فكر مي كنم بايد وصيت بنويسم.....ولي بلد نيستم شايد دوست وكيلم بگم..... نه نمي خوام كسي مطلع بشه ...
شنبه ٩٧/١٢/١١ - تاریخ: 1397/12/22 ساعت: 13:25
سيستم و شبكه و همه چي قطع شده منتظريم اي تي من ها درست كن دارم قدم ميزنم و با گوشي وب نويسي مي كنم كار ديگه نمشه كرد ...بعد از طهر : بايد برم خريد كنم برا سفر ... شايد هم زود باشه !
یک شنبه 97/12/12 - تاریخ: 1397/12/22 ساعت: 13:25
داشتم تو ی برگه لیست سفر و لیست کارایی رو که باید انجام بدم می نوشتم یهو شد یه برگ A4 پشت رو گله .......روونه سطل شد ...
چهارشنبه 97/12/13 - تاریخ: 1397/12/22 ساعت: 13:25
خدایا.............................................خدایا..............................................خدایا............................................خدایا................................................خدایا...............................................
دوشنبه 97/12/13 - تاریخ: 1397/12/22 ساعت: 13:25
خدایا من اصلا صبور نبودم و نیستم ... می دونم خیلی به درگاهت شکایت اوردم می دونم خیلی گله کردم ... می دونم کم شاکر نبودم ... مخصوصا چند وقت اخیر ... دیشب شب بدی رو گذروندم خیلی هم بهت گله کردم .......
سه شنبه 97/12/14 - تاریخ: 1397/12/22 ساعت: 13:25
بعد تشکرات تیم مدیریتی - دبروز که از سفرم گقتم که مرخصی بگیرم امروز هزینه هم به عنوان تشکر به حسابم واریز شد ........ گاهی بعضی حرفا رو نباید زد ....حدایا ممنونم .................
یکشنبه 97/12/19 - تاریخ: 1397/12/22 ساعت: 13:25
سفر چقدر می تونه انرژی زا باشه ... باید برم پیش مدیرا و اعلام حضور کنم ... شاید یه روز سر فرصت راجع بهش نوشتم ....خدایا ممنونم ............
یک شنبه 97/12/19 - تاریخ: 1397/12/22 ساعت: 13:25
وایییییییییییییییییییییییی !!!!!!!!!!!!! نمی خواستم کسی بفهمه ... نه اینکه مهم باشه ولی همکارا جنبه ندارن ........امروز بعد مدت ها با همکار و دوستم هم هست صحبت کردم پدرش مریضه و امیدی به بهبودش نیست .
سه شنبه 97/12/21 - تاریخ: 1397/12/22 ساعت: 13:25
احتمالا امروز آخرین روز کاریمونه ! تعطیلات طولانی پیش رو داریم ...داشتم فک می کردم اگه بطور میانگین عمر رو 70 حساب کنیم نیمی از بهارهای زندگیم رو پشت سر گذاشتم بنظرم تمام این بهار ها بسیار زیبا بود - همیشه بهار پر از انرژی نابه پر از شور زندگیه ، تعظیم در برابر قدرت مطلق - اما تعداد فصل زیبای خدا که...
سفرنامه - تاریخ: 1397/12/22 ساعت: 13:25
و اما سفر نامه - خب این سفر از یک ماه پیش برنامه ریزی شده بود محل اقامت و بلیط ... شاید اگه بلیط نگرفته بودیم با هزینه کمتری میرفتیم ولی از اونجا که هردومون عجولیم زود گرفتیم که خیالمون راحت باشه ....
بازم کتاب .... - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 12:37
بعد خوندن دو جلد کتابای معروف جوجو مویز ( من پیش از تو - پس از تو ) دوست داشتم فیلمش رو هم ببینم ........ همچنان سقوط کامو دستمه ... ولی امروز ی کتاب جدید دستم رسید که گمون نمی کنم سثوط تموم شه !!! ریگ روان ( استیو تولتز ) دومین کتابی که ازش می خونم کتاب جز از کل رو هم خیلی دوست داشتم ...........
سه شنبه ٩٧/١٠/٢٥ - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 12:37
امروز هم ي سه شنبه خوب ديگه است ...ديشب دبير اقتصادي تماس گرفت و گفت يادداشتم شد سرمقاله امروز روزنامه... شايد ارزش اينكار رو فقط خبرنگار ها بدونن براي خودم تفاوتي نداشت! ولي انگار اتفاق مهميه.... ممنونم از لطف خدا، كه همه از لطف اوست و تشويق دوست خبرنگارم ... امروز سيستم نداشتم و مدام با كاغذا سر و...
پنج شنبه ٩٧/١٠/٢٧ - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 12:37
كسي كسي را نمي بيند ... خورشيد خودش را براي ما اتش ميزند ... و ما ماه را مي نوازيم......
شنبه ٩٧/١٠/٢٩ - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 12:37
كل روزاي اخر هفته رو برنامه داشتم از مصاحبه تا مراقبت پوست ... كه به راحتي هيچ كدوم انجام نشد! بجاش كاراي ديگه انجام شد ... ي طرحي زدم براي تركت هاي كافه ولي موقع چاپ كل طرح تغيير كرد.... ٥ شنبه و جمعه هم از خواب محروم و براي اسكن قلب مامان رفتيم ... بعد از ظهر هم به كارتي هنري درست كردن ژله و ... گ...
یکشنبه 97/10/30 - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 12:37
هوا سرده ! دلم برف می خواد - بارون ! خدایا در رحمتت رو بروی ما رانده شدگان نبند ... خدایا نگاهی به زمینت بنداز اینجا هم بهشتی بود اشرف مخلوغات تبدیل به جهنمش کرد ... همه موجودات رو از بین بردن ما ماندیم تنها تر از تنها .... خدایا می ترسم از این شرف مخلوقات می ترسم از خودم ... می ترسم از تنهایی بی تو...
سه شنبه 97/11/02 - تاریخ: 1397/11/11 ساعت: 12:37
میشه گاهی هیچی ننوشت فقط سکوت کرد و صفحه سفید مانیتور دید ............. سه شنبه چرا تلخ و بی حوصله ........